X
تبلیغات
پــاتـــــــــوق دوســـــــــتـی
پــاتـــــــــوق دوســـــــــتـی

پدرم اسمم را انتخاب کردو اسم خانوادگیم توسط اجدادم انتخاب شد، کافیه ،حالا من راهم را انتخاب میکنم...

 

ظاهراً «ايكر کاسیاس» همراه خانواده اش براى خوردن غذا به يك رستوران رفته بود كه در آنجا با يك نوجوان ۱۳ ساله كه دچار نقص عضو بوده روبه رو مى شود، پسرك بيمار به محض ديدن دروازه بان افسانه اى اسپانيا به سراغ او میرود و میگويد:
«آقاى كاسياس... در روز بازى با پرتغال، تو به اين خاطر موفق شدى پنالتى ها را دريافت كنى كه من و بقيه دوستانم در مدرسه بچه هاى استثنايى، برايت دعا كرديم!»
ايكر كاسياس كه به سختى جلوى اشكش را مى گيرد از پسرك تشكر مى كند و نام و آدرس مدرسه را از او مى گيرد و... فردا ظهر حوالى ظهر، ناگهان «كاسياس بزرگ» وارد مدرسه مذكور مى شود و در ميان بهت وحيرت مسئولان مدرسه - و شادى زايد الوصف شاگردان آن مدرسه - به بچه ها مى گويد:
« من آمدم اينجا تا براى دعاهايى كه در حقم كردين كه پنالتى را بگيرم، شخصاً از شما تشكر كنم!»
بچه هاى مدرسه كه از خوشحالى سر از پا نمى شناختند، اطراف «ايكر» حلقه مى زنند و با او عكس مى اندازند و امضا مى گيرند و ... كه ناگهان يكى از بچه ها به او مى گويد:
« آقاى كاسياس توميتونى پنالتى مرا هم بگيرى؟»
ايكر نيز بلافاصله از داخل ماشينش لباس هاى تمرين را درآورده و برتن مى كند و همراه بچه ها به زمين چمن مدرسه مى روند و با هماهنگى مسئولان مدرسه به بچه ها اين فرصت را مى دهد كه هركدام به او يك پنالتى بزنند و ...
ايكر كاسياس ۲ ساعت و نيم در آن مدرسه مى ماند تا تك تك بچه هاى بيمار آن مدرسه به او پنالتى بزنند ...

شهرت ظرفیت میخواهد ...
 
‏Photo: شهرت ظرفیت میخواهد



ظاهراً «ايكر» همراه خانواده اش براى خوردن غذا به يك رستوران رفته بود كه در آنجا با يك نوجوان ۱۳ ساله كه دچار نقص عضو بوده روبه رو مى شود، پسرك بيمار به محض ديدن دروازه بان افسانه اى اسپانيا به سراغ او مى رود و مى گويد:


«آقاى كاسياس ... در روز بازى با پرتغال، تو به اين خاطر موفق شدى پنالتى ها را دريافت كنى كه من و بقيه دوستانم در مدرسه بچه هاى استثنايى، برايت دعا كرديم!»

ايكر كاسياس كه به سختى جلوى اشكش را مى گيرد از پسرك تشكر مى كند و نام و آدرس مدرسه را از او مى گيرد و ... فردا ظهر حوالى ظهر، ناگهان «كاسياس بزرگ» وارد مدرسه مذكور مى شود و در ميان بهت وحيرت مسئولان مدرسه - و شادى زايد الوصف شاگردان آن مدرسه - به بچه ها مى گويد:

« من آمدم اينجا تا براى دعاهايى كه در حقم كردين كه پنالتى را بگيرم، شخصاً از شما تشكر كنم!»

بچه هاى مدرسه كه از خوشحالى سر از پا نمى شناختند، اطراف «ايكر» حلقه مى زنند و با او عكس مى اندازند و امضا مى گيرند و ... كه ناگهان يكى از بچه ها به او مى گويد:

« آقاى كاسياس توميتونى پنالتى مرا هم بگيرى؟»

ايكر نيز بلافاصله از داخل ماشينش لباس هاى تمرين را درآورده و برتن مى كند و همراه بچه ها به زمين چمن مدرسه مى روند و با هماهنگى مسئولان مدرسه به بچه ها اين فرصت را مى دهد كه هركدام به او يك پنالتى بزنند و ...

ايكر كاسياس ۲ ساعت و نيم در آن مدرسه مى ماند تا تك تك بچه هاى بيمار آن مدرسه به او پنالتى بزنند ...‏
| سه شنبه 24 مرداد1391 | 2:28 | shaghayegh |

 

زِندگـــي در حــــــــال بارگـــــــيري ست،

لطفاً صـَــــبر کـُــنيد...

اينجـا سُــــرعت خوشــــبختي بسيار کــــم اَست...!

... تـــا زِندگــــــــي ات لُـود شـــــــود

عُمـــــــــرت تمـام شــده. . .

‏Photo: زِندگـــي در حــــــــال بارگـــــــيري ست،
 
لطفاً صـَــــبر کـُــنيد...
 
اينجـا سُــــرعت خوشــــبختي بسيار کــــم اَست...!
 
تـــا زِندگــــــــي ات لُـود شـــــــود
 
عُمـــــــــرت تمـام شــده. . 


arshi p‏

| پنجشنبه 29 تیر1391 | 1:46 | shaghayegh |

 

رفتم پیش دکتر روانشناس میگه به مشکلات بخند!!
منم تصمیم گرفتم حرف دکترم روگوش کنم!
ببینین:
.
... .
...
.
.
مرغ کیلوئی شش هزار تومن! (هه هه هه هه هه)

نان سنگک ۵۰۰ تومن! ( هه هه هه!)
برنج کیسه ای سی هزار تومن!
( ای خدا مردم از خنده هه هه هه هه!)
روغن دولیتری ده هزار تومن
( هه هه هه آی دلم !)
قند کیلویی دوهزار و پونصد! (به من چه آخه من که چایی خور نیستم هه هه هه!)
کره و پنیر و شیر و ماستو.....
( ای خدا اینا هم هه هه هه!)
.

.
منو این همه خوشبختی محاله محاله محاله!!!!!!

‏Photo: رفتم پیش دکتر روانشناس میگه به مشکلات بخند
!
منم تصمیم گرفتم حرف دکترم روگوش کنم!
ببینین:
.
... .
.
.
مرغ کیلوئی شش هزار تومن! (هه هه هه هه هه)
نان سنگک ۵۰۰ تومن! ( هه هه هه!)
برنج کیسه ای سی هزار تومن!
( ای خدا مردم از خنده هه هه هه هه!)
روغن دولیتری ده هزار تومن
( هه هه هه آی دلم !)
قند کیلویی دوهزار و پونصد! (به من چه آخه من که چایی خور نیستم هه هه هه!)
کره و پنیر و شیر و ماستو.....
( ای خدا اینا هم هه هه هه!)
.
منو این همه خوشبختی محاله محاله محاله!!!!!!‏

| پنجشنبه 29 تیر1391 | 1:37 | shaghayegh |

 

در اینجا ، زن بودن ، به خودی خود جرم است...
کفنی سیاه بر سرش پوشاندند و زندگی را در او کشتند !!
تار مویش، رویش ، لبخندش، صدایش و همه یِ وجودش ممنوع و جرم است ،
حتی عکسش بر اعلامیه مرگش هم جرم است...

| پنجشنبه 29 تیر1391 | 1:31 | shaghayegh |

 

بعد از مدت هـــا آپ کردم!!!!

میدونم یه کم قدیمی شده ولی چون نتم قطع شده بود نتونستم زودتر بذارمش!!!!

بپریـــن ادامـــه ی مطلب

راستی ســـلام!!!


ContinUe
| دوشنبه 5 تیر1391 | 13:4 | shaghayegh |

 

واااااااااااااااااااااااای بچه ها نتم وصل شد!!!!!!!!!!!!!!

دارم بال در میارم نمیدونین این مدت چقد خسته شدم!!!!!!!!!!

الان میام به همتون سر میزنم!!!!!!!!

| شنبه 3 تیر1391 | 21:28 | shaghayegh

 

سلام بچه ها خیلی معذرت میخوام نتم قطع شده..

به محض این که وصل شد جواب نظراتو میدم و بهتون سر میزنم..

شرمنده.. فعلا بای

| جمعه 2 تیر1391 | 21:12 | shaghayegh

 

رئال مادرید دوباره به دوران طلایی خودش برگشت...

تلسم بارسلونا شکست و گواردیولا سر تعظیم در برابر مورینیو پایین اورد...

نیوکمپ به آتش کشیده شد...

فقط میتونم بگم برید ادامه ی مطلب..!!

 


ContinUe
| شنبه 16 اردیبهشت1391 | 14:29 | shaghayegh |

ســـــــلام دوســـــــت جـــــــونام

خیلی دلم  واستون تنگ شده بود البته میدونم دل شما خیـــــــلی بیشتر واسه من تنگ شده بوده!!!!!!

عید و تعطیلاتم که تموم شد و دوباره بدبختی و مدرسه و امتحان و سروکله زدن با دبیرا شروع شـــــــد...!!!!!!

خودم میدونم اولین پست سال 91 رو خیلی دیر گذاشتم ولی باور کنین فرصت نمیکردم... اخه تو عید که همش بیرون بودم و بعد از عیدم که درس نخـــــــوندن تمومه وقتمو گرفته بود!!!!!!!

خلاصه دیگه سال 90 هم با همه ی خوبیاش و بدیاش تموم شد و یه سال دیگه توی دفتر عمرمون گذشت... امیدوارم سال خوب و خوشی داشته باشین و وقت شادیاتون مثل موقعی که غم دارین به یاد خدا باشین...

براتون آرزو میکنم قلباتون به خـــــــدا نزدیک تر بشه...

برای این سرزمین هم دعا میکنم که وجـــــــدان مردمش بیدار بشه و یه کمی بیشتر به یاد هم باشن و توی سخـــــــتی ها به همدیگه کمک کنن...

و برای همه ی عاشقا آرزو میکنم به عشقشون برسن و از خدا میخوام که هیچ آدمی عشق و هوس رو باهم اشتباه نگیره آخه عشق پاک واقعا مقدسه

توی این مدتی که وب دارم دخترا و پسرای زیادی دیدم که توی وبلاگاشون از غم و غصه شکست عشقیشون مینویسن..امیدوارم تعداد این شکستا خیلی کم بشه اخه طبق آماری که خودم گرفتم ازهر 100تا وبلاگ 90تاش اینجورین!!!!!!!!

آمـــــــین...

راستی تو رو خدا واسم دعا کنید که امتحانام رو خوب بدم آخه واقعا استرس دارم یه مدته که اصلا درس نمیخونم... به خصوص که یه بوهایی میاد که قراره بعضی امتحانامون از سمپاد بیاد!!!!!!!!!!!!

اخه مثلا ما تیزهوشای این جامعه ایم!!!!!!!!! چه شود...!!! بیچاره مملکتی که تیزهوشاش ما باشیم!!!!!!!!

خـــــــدا به خیـــــــر بگذرونه...

| جمعه 25 فروردین1391 | 13:55 | shaghayegh |

 

نوروز...

این یگانه یادگار جمشید... 

عشق فرهاد.....

عظمت کورش....

غرور پارسیان....

بر شما ایرانیان نیک پندار....

نیک کردار....

نیک گفتار....

مبــــــــــارکــــــــــ بــــــــــاد

دنیــــــــــا را برایتان شــــــــــاد

و شــــــــــادی را برایتان دنیــــــــــا دنیــــــــــا

آرزومندم...

                     

 

        

     

        

| دوشنبه 29 اسفند1390 | 18:28 | shaghayegh |